نورد کردن

لغت نامه دهخدا

نورد کردن. [ ن َ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نوردیدن. طی کردن:
بدین گونه می کرد ره را نورد
زمان زیر گردون زمین زیر گرد.نظامی.ملک فیروزفرمود در شهرها سیاحت باید کرد و زمین ها را مساحت ونورد، هر کجا نظر اختیار تو پسندد. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 19 ). || مسّاحی. اندازه گیری. ( یادداشت مؤلف ). || مبارات. ( یادداشت مؤلف ). || نبرد کردن. رجوع به نورد به معنی جنگ و خصومت و ناورد شود: المشاعرة؛ با کسی به شعر نورد کردن. المصابرة؛ با کسی به صبر نورد کردن. ( زوزنی ).

فرهنگ فارسی

نور دیدن. طی کردن. یا مساحی.

جمله سازی با نورد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امروزه از همین ویژگی برشی پرتو لیزر برای ساخت قطعات سرامیکی دقیق و پیچیده به روش لایه لایه‌ای استفاده می‌کنند. در این روش، با مخلوط کردن پودر سرامیک با یک مایع مناسب، ماده سرامیکی را به صورت خمیر نرم درآورده و سپس با نورد کردن آن، ورقه‌های نازک سرامیکی تهیه می‌کنند. در مرحله بعد، با قرار دادن لایه‌های نازک، مطابق یک مدل کامپیوتری بر روی یکدیگر، و تنظیم فاصله کانونی پرتو لیزر، آخرین لایه را برش می‌دهند تا شکل پیچیده مورد نظر به دست آید.

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز