لغت نامه دهخدا
مسروح. [ م َ ] ( ع اِ ) نمایش آب. ( منتهی الارب ). سراب. ( اقرب الموارد ).
مسروح. [ م َ ] ( اِخ ) برادر رضاعی رسول اکرم ( ص ) و او پسر ثویبه کنیز ابولهب بود. ( از امتاع ج 1 ص 5 و حبیب السیر چ طهران ج 1 ص 104 ).
مسروح. [ م َ ] ( اِخ ) ابن شهاب الحدی، مکنی به ابوشهاب. تابعی است. رجوع به ابوشهاب شود.