مسروح

لغت نامه دهخدا

مسروح. [ م َ ] ( ع اِ ) نمایش آب. ( منتهی الارب ). سراب. ( اقرب الموارد ).
مسروح. [ م َ ] ( اِخ ) برادر رضاعی رسول اکرم ( ص ) و او پسر ثویبه کنیز ابولهب بود. ( از امتاع ج 1 ص 5 و حبیب السیر چ طهران ج 1 ص 104 ).
مسروح. [ م َ ] ( اِخ ) ابن شهاب الحدی، مکنی به ابوشهاب. تابعی است. رجوع به ابوشهاب شود.

جمله سازی با مسروح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1 - ربيعة بن اكثم؛ 2 - ثقف بن عمرو؛ 3 - رفاعة بن مسروح؛ 4 - عبدالله بن هُبيب (ياهَبيب )؛ 5 - بشر بن براء بن معرور؛ 6 - فضيل بن نعمان؛ 7 - مسعود بن سعد (262)؛8 - محمود بن مسلمه؛ 9 - ابوضياح بن ثابت؛ 10 - حارث بن حاطب؛ 11 - عروة بن مره؛12 - اوس بن قائد؛ 13 - انيف بن حبيب؛ 14 - ثابت بن اثله؛ 15 - طلحة بن يحيى؛ 16 -عمارة بن عقبه؛ 17 - عامر بن اكوع؛ 18 - اسلم حبشى؛ 19 - مسود بن ربيعه؛ 20 - اوس‍ بن قتاده (263)؛ 21 - انيف بن وائله (يا واثله )؛ 22 - اوس بن جبير؛ 23 - اوس بن حبيب؛ 24 - اوس به عائد؛ 25 - ثابت بن واثله؛ 26 - جدى بن مره؛ 27 - عبدالله بن ابىاميه؛ 28 - عدى بن مره.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز