لغت نامه دهخدا
نوازده. [ ن َ زَ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) نوازاده. ( آنندراج ). رجوع به نوازاده شود.
نوازده. [ ن ُ دَه ْ ] ( عدد، ص ) نوزده. ( ناظم الاطباء ).
نوازده. [ ن َ زَ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) نوازاده. ( آنندراج ). رجوع به نوازاده شود.
نوازده. [ ن ُ دَه ْ ] ( عدد، ص ) نوزده. ( ناظم الاطباء ).
نوزده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آغوش شه روی نوازده پور همی تافت چون از بر چرخ هور
💡 دوازده مقام یادشده (و مقامات دیگر) در موسیقی قدیم ایران از هفده درجه یا مایه اجرا میشدند؛ مثلاً مقام عشاق در هر یک از درجات هفدهگانهٔ گام صفیالدین ارموی نوشته میشده است. بر این اساس هر مقام شامل هفده طبقه بوده و در مجموع دویست و چهار طبقه (۱۲ مقام × ۱۷ طبقه) به دست میآمده است. کاملترین ساز برای اجرای این هفده طبقه، عود بوده است؛ این ساز پرده نداشته در نتیجه اجازهٔ اجرای تمام نتها را به نوازده میداده است. مکان انگشتگذاری برای اجرای این مقامها روی پنج سیم عود، با استفاده از ترکیبی از حروف ابجد نمایش داده میشده است؛ اما در عمل از تمام این طبقهها استفاده نمیشده بلکه فقط حالاتی که انگشتگذاری سادهتری دارند مورد استفاده بودهاند.