نهیر

لغت نامه دهخدا

نهیر. [ ن َ ] ( ع ص ) بسیار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فراوان. ( ناظم الاطباء ). کثیر. ( اقرب الموارد ). النهیر من الماء، الکثیر. ( متن اللغة ). گویند شی نهیر. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بسیار ٠ فراوان ٠ کثیر ٠ النهیر من المائ: الکثیر ٠ گویند: شیئ نهیر ٠

جمله سازی با نهیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهترین سناریو (عایشه فردا و نهیر اردم)

💡 ناظم از طریق یک سایت دوست یابی با دختری به اسم نهیر آشنا میشه. وقتی نهیر عکس خودشو میفرسته و ناظم میبینه دختر خیلی خوشگلیه و از اون جوون تره، بخاطر رد زخمی که روی صورتش داره از فرستادن عکس خودش امتناع میکنه ولی بخاطر اصرار های نهیر و ترس از دست دادنش، عکس طارق که یه جوون خوشتیپ و چشم چرونه و از دنیای رنگارنگ استانبول به سدسازی (محل کار ناظم) تبعید شده رو براش میفرسته. نهیر هم از طارق خوشش میاد و یهویی پامیشه و به سد سازی میره و کارها از کنترل خارج میشه…

آموزش یعنی چه؟
آموزش یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز