نهان پیکر
مترادفها
پنهان، مستور، پوشیده
لغت نامه دهخدا
نهان پیکر. [ ن ِ / ن َ هام ْ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) کنایه از فرشته و ملک است و جن و پری و امثال ایشان. ( از برهان ) ( از آنندراج ). کنایه از پیکر روحانی. ( آنندراج ). آن که دیده نشود. که قابل رؤیت نباشد. که جسم و مرئی نیست:
نهان پیکرآن هاتف سبزپوش
که خواند سراینده آن را سروش.نظامی.
فرهنگ فارسی
(صفت اسم ) ۱ - فرشته ملک. ۲ - جن پری.
جمله سازی با نهان پیکر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دختری خرد بدیدم به گدایی مشغول کرده در جامهٔ صدپاره نهان پیکر خویش