لغت نامه دهخدا
( نقردة ) نقردة. [ ن َ رَ دَ ] ( ع مص ) اقامت نمودن به جائی. ( منتهی الارب ).
( نقردة ) نقردة. [ ن َ رَ دَ ] ( ع مص ) اقامت نمودن به جائی. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بادام زمینی بومیِ کشور برزیل. آب و هوای گرم برای کِشت این گیاه مناسب است. بادام زمینی دارای ساقهای راست است. برگهای آن مرکب از دو زوج برگچه است و گلهای آن دو نوع متفاوت به رنگ زرد که پس از تلقیح، دمِ گل خم میشود و به سطح خاک میرسد و سپس کمکم در خاک فرورفته، میوه در داخل خاک پدید میآید در ایران هم با کیفیتترین بادام در استان گیلان و شهرستان آستانه اشرفیه بهخصوص در دهستان دهسر روستای نبی دهکا و نقرده و کشت میشود.
💡 مرغوبترین برنج و بادام زمینی کشور در این منطقه عمل آوری میشود که بیشتر بادام زمینی مرغوب و با کیفیت در روستای نبی دهکا و نقرده در جاده آستانه به کیاشهر کشت میشود و در فصل صید بازار ماهی شهر رونق خاصی داشته و از اقصی نقاط کشور برای خرید ماهی عازم منطقه میشوند خاویار کیاشهر از معروفیت جهانی برخوردار است و بادام زمینی و سبزی و صیفی عمده کشاورزی مردم منطقه محسوب میشود. روزهای چهارشنبه در این شهر روز بازار عمومی است و کاسب کاران دورهگرد بساط خود را در این شهر میگسترانند.