نعو

لغت نامه دهخدا

نعو. [ ن َع ْوْ ] ( ع اِ ) دایره زیر بینی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || خرمای تر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رطب. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). ابدالی است از لغت «مَعْوْ». ( از متن اللغة ). رجوع به معو شود. || کفتگی لفج بالایین شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ترکیدگی در لب بالایین شتر. و نیز هر ترک و شکافی را نَعْوْگویند. ( از متن اللغة ). || کفتگی دنباله ٔسم اسب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || گشادگی مؤخر سم اسب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ). ج، نُعی.

فرهنگ فارسی

دایر. زیر بینی ٠ یا خرمای تر ٠ رطب ٠ ابدالی است از لغت (( معو ) ) ٠ یا کفتگی لفج بالایین شتر ٠

جمله سازی با نعو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جاهل بود نعو زر نور حضور تو آری ز آفتاب رمد صاحب رمد

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز