لغت نامه دهخدا
نعامی. [ ن ُ ما ] ( ع اِ ) باد جنوب. ( مهذب الاسماء ). باد جنوب، یا باد مابین جنوب و صبا. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). باد جنوب، چه این باد پررطوبت ترین بادهاست. ( از اقرب الموارد ). بادِ دست ِ چپ قبله. ( یادداشت مؤلف ). ج، نعائم. || گویند: افعل ذلک نعامی عین. رجوع به نعام َ شود.