لغت نامه دهخدا
نع. [ ن َع ع ] ( ع ص ) مرد سست. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). مرد ضعیف. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). مرد ضعیف و سست. ( ناظم الاطباء ).
نع. [ ن ُع ع ] ( ع ص ) ضعیف. ( از متن اللغة ). رجوع به نَعّ شود.
نع. [ ن َع ع ] ( ع ص ) مرد سست. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). مرد ضعیف. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). مرد ضعیف و سست. ( ناظم الاطباء ).
نع. [ ن ُع ع ] ( ع ص ) ضعیف. ( از متن اللغة ). رجوع به نَعّ شود.
مرد سست. مرد ضعیف. مرد ضعیف و سست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی بصا نع میبرد مصنوع پی کی کند ادراک نائی فکرنی