لغت نامه دهخدا
نظر پوشیدن. [ ن َ ظَ دَ ] ( مص مرکب ) نظر گردانیدن. نظر گرفتن. || نابینا کردن. || نابینا شدن. ( از آنندراج ).
نظر پوشیدن. [ ن َ ظَ دَ ] ( مص مرکب ) نظر گردانیدن. نظر گرفتن. || نابینا کردن. || نابینا شدن. ( از آنندراج ).
نظر گردانیدن. نظر گرفتن. یا نابینا کردن. یا نابینا شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به یک تقصیر سهل از مردم آگاه می رنجم نظر پوشیدن از بیدار دل خواب گران باشد
💡 عاقبت بینی نظر پوشیدن است از عیب خلق آنچه در انجام خواهی بستن از آغاز بند
💡 پرده عیب جهان است نظر پوشیدن گل بی خار شود خار ز دامن چیدن
💡 دیده بازست از نظاره دنیا حجاب دیدن این خواب، موقوف نظر پوشیدن است
💡 به دنیا سر فرو ناوردنم بالین راحت شد نظر پوشیدن از وضع جهان، خواب فراغت شد