لغت نامه دهخدا
( نشائة ) نشائة. [ ن َ ءَ ] ( ع اِمص ) نشاءة. آفرینش. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) نش ء. نشاء. نشوء. نشاءة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به نش ء شود.
( نشائة ) نشائة. [ ن َ ءَ ] ( ع اِمص ) نشاءة. آفرینش. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) نش ء. نشاء. نشوء. نشاءة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به نش ء شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عالمی اخوان شیطانند، با هم متفق آخر، ای دانا، نشان نشائه انسان کجاست؟
💡 نقاب دولت بیدار می شود فردا ز عمر هر چه درین نشائه صرف خواب کنی
💡 زاهد بزهد و توبه و تقوی مزینست چون نیست نیست، نشائه او بی غرور نیست
💡 به رغم من لب خود می گزی، نمی دانی که باده نشائه خون می دهد به تنهایی
💡 ما بهر جای که بودیم و بهر نشائه که بود عاشق روی تو بودیم بپیدا و نهان
💡 صائب چه نشائه بود که چون چشم دلبران مست آمدی به عالم و بیمار می روی