نستوهی
لغت نامه دهخدا
نستوهی. [ ن َ ] ( حامص ) ستیزندگی. جنگجویی. پایداری. رجوع به نستوه شود:
سپاهی با شگفتی ها و دستانهای گوناگون
ز نستوهی فزون از حد ز انبوهی فزون از مر.امیرمعزی.
فرهنگ فارسی
ستیزندگی. جنگجویی. پایداری.
جمله سازی با نستوهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ... تو آن بلاکش معصومی که هوش ویرانگر و ادراک عالی تو قادر به درک عقلانیت روزمره ما نیست. آری تو آن حماسه نستوهی... در این عهد بیخصلتِ بیهویتِ بیمعنی، تو پاسوخته بیرون صحنه مانده، در جستوجوی معنی تآتر، جام خضر زمانهای...