نسایم

لغت نامه دهخدا

نسایم. [ ن َ ی ِ ] ( از ع، اِ ) نسائم. ج ِ نسیم. بادهای نرم. ( از فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع نسیم.توضیح درعربی جمع نسیم [ نسام ] است پس استعمال نسایم مخصوص فارسی است.

جمله سازی با نسایم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگویم بدرج اندرون هرچ هست نسایم بران قفل وآن درج دست

💡 باز آمد از نسایم و الطاف ایزدی در بوستان دهر گل خرمی به بار

💡 حقّا که با نسایم انفاس خلق تو بر بوی خویش طعنه زند مشک در ختن

💡 چو صحن چمن، از عبور نسایم چو برگ سمن، از مرور سحایب

💡 بعد از این چهره نسایم بدری آشفته که بخاک درشه جبهه طاعت سودم

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز