لغت نامه دهخدا
مینوگون. ( ص مرکب ) به سان مینو. مینورنگ. کبودرنگ.
- ایوان مینوگون؛ کنایه از آسمان است:
فروغ از توست انجم را بر این ایوان مینوگون
شعاع از توست مر مه را بر این گردون مینائی.سنائی.|| بهشت مانند.
مینوگون. ( ص مرکب ) به سان مینو. مینورنگ. کبودرنگ.
- ایوان مینوگون؛ کنایه از آسمان است:
فروغ از توست انجم را بر این ایوان مینوگون
شعاع از توست مر مه را بر این گردون مینائی.سنائی.|| بهشت مانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروغ از تست انجم را برین ایوان مینوگون شعاع از تست مر مه را برین گردون مینایی