لغت نامه دهخدا
مینایی. ( ص نسبی ) منسوب به مینا. لاجوردی. همچون مینا. به رنگ مینا. سبزرنگ. مینائی:
تا باغ پدید آرد برگ گل مینایی
تا ابر فروبارد ثاد و نم آزاری.منوچهری.رجوع به مینائی شود.
مینایی. ( ص نسبی ) منسوب به مینا. لاجوردی. همچون مینا. به رنگ مینا. سبزرنگ. مینائی:
تا باغ پدید آرد برگ گل مینایی
تا ابر فروبارد ثاد و نم آزاری.منوچهری.رجوع به مینائی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مناز ای گنبد مینا به رفعت کاین خم گردون حبابی بیشتر نبود خم مینایی ما را
💡 لب نیالایی به می کز روز شد رسوایی دهر صبحدم چون جام مهر از چرخ مینایی گرفت
💡 ساناز مینایی در شهر اراک متولد شد و هماکنون در تهران زندگی میکند. نام پیشین او اکرم مینایی بود که بعدها به دلیل فعالیتهای خود به ساناز مینایی تغییر نام داد. او دو فرزند به نامهای ساناز و سانیا دارد.
💡 دیگر نامزدها: علی مینایی و ابراهیم اصغری «پنجشنبهٔ آخر ماه»، پیمان معادی «برف روی کاجها» و مجید اسماعیلی «داستان سامرا»
💡 بیپرده برآمد مهر زین پرده مینایی از پرده تو ای مهروی، بیرون ز چه میآیی
💡 ماهنامه تخصصی سانازسانیا به عنوان اولین مجله تخصصی در حوزه آشپزی در سال ۱۳۸۶ به چاپ رسید. ساناز شریفی دختر بزرگ ساناز مینایی در حال حاضر سردبیر این ماهنامه است.