میسرت
لغت نامه دهخدا
میسرت. [ م َ س َ رَ ] ( ع اِ ) رجوع به میسرة و میسره شود.
میسرة. [ م َ س َ رَ ] ( ع اِ ) سوی دست چپ، خلاف میمنة. ( ناظم الاطباء ). سوی چپ. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). دست چپ. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). خلاف میمنة. ( از اقرب الموارد ). سمت چپ. سوی دست چپ. یسر. میسره. مقابل میمنه. ( یادداشت مؤلف ).
میسرة. [ م َ س َ / س ِ / س ُ رَ ] ( ع اِمص ) آسانی و سهولت. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). آسانی. ( آنندراج ). || فراخی. ( منتهی الارب ). فراخ دستی. ( دهار ). || توانگری. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). توانگری و ثروت. ( ناظم الاطباء ). توانگری.( مهذب الاسماء ) ( ترجمان القرآن جرجانی ص 97 ) ( آنندراج )( دهار ) ( منتهی الارب ). ثروتمندی. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با میسرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آمدن ز در دوست سیف فرغانی میسرت نشود تا ز خود برون نایی
💡 دل رهبر و بخت یاورت باد کام دو جهان میسرت باد
💡 اگر میسرت این عیش میشود خوش باش وگرنه حسرت و افسوس می ندارد سود
💡 تو پارسایی و رندی به هم کنی سعدی میسرت نشود مست باش یا مستور
💡 در دو حرف این میسرت گردد اگر از حرف خود شوی بیزار