میراننده

لغت نامه دهخدا

میراننده. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) نیست کننده. از میان برنده. متوفی [ م ُ ت َ وَف ْفی ]. کشنده. ( از یادداشت مؤلف ). ممیت. ( السامی فی الاسامی ). مقابل محیی: بزرگ است و غالب، دریابنده است و قاهر و میراننده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 316 ). گفت الهی.... آفریننده و زنده کننده و میراننده تویی. ( قصص الانبیاء ص 54 ).

فرهنگ فارسی

نیست کننده از میان برنده کشنده ممیت

جمله سازی با میراننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «ْ یَنْظُرُونَ» چشم می‌دارند، «َّ أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ» مگر آنچ بایشان آید فریشتگان میراننده «ْ یَأْتِیَ أَمْرُ رَبِّکَ» یا آید کار خداوند تو ناگاه، «لِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ» هم چنان چشم می‌داشتند ایشان که پیش از ایشان بودند، «ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ» و اللَّه بر ایشان ستم نکرد، «لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (۳۳)» لکن ایشان بر خویشتن ستم کردند.

💡 یَوْمَ هُمْ بارِزُونَ آن روز که آشکارا باشند ایشان چشمها یکدیگر را، لا یَخْفی‌ عَلَی اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْ‌ءٌ پوشیده نماند بر اللَّه از ایشان هیچ چیز، لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ اللَّه گوید: که راست پادشاهی امروز؟ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ (۱۶) هم خود گوید: اللَّه راست آن یگانه میراننده فروشکننده کم آورنده.

💡 «وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِکُوها» و هیچ شهری نیست مگر ما هلاک کننده آنیم و میراننده اهل آن، «قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ» پیش از روز رستاخیز، «أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِیداً» یا خود عذاب کننده آن بعذابی سخت، «کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً (۵۸)» آن در علم من کردنی و دانسته و در لوح نبشته.

💡 و گفت: وجد زنده کننده همه است و مشاهده میراننده همه.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز