میان سرا

لغت نامه دهخدا

میان سرا.[ س َ ] ( اِ مرکب ) نام نوعی از انگور باشد. ( فرهنگ جهانگیری ). نوعی از انگور باشد و در خراسان بسیار است. ( برهان ) ( از آنندراج ). || سرای میانی.
میان سرا. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد، واقع در 7هزارگزی شمال بجنورد با 238 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
میان سرا. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خرم آباد شهرستان شهسوار، واقع در 11هزارگزی جنوب شهسوار با 70 تن سکنه. آب آن از رود و چشمه و نهر و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

نام نوعی از انگور باشد نوعی از انگور باشد و در خراسان بسیار است.

جمله سازی با میان سرا

💡 گذشته را بازنتوان آورد، و تدبیر مستقبل از مهمات است،و عوض جوانی اندک تجربتی است که در بقیت عمر قوام معیشت بدان حاصل آید. و مرا فضول از سر بیرون می‌باید کرد و بنای کار بر قاعده کم آزاری نهاد. وا ز مذلتی که در راه افتاد روی نتافت، که احوال دنیا میان سرا وضرا مشترکست.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز