لغت نامه دهخدا
می خوشی. [ م َ / م ِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) صفت می خوش. نه ترش و نه شیرین بودن. شیرین با کمی ترشی. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به می خوش شود.
می خوشی. [ م َ / م ِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) صفت می خوش. نه ترش و نه شیرین بودن. شیرین با کمی ترشی. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به می خوش شود.
صفت می خوش نه ترش و نه شیرین بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صنما به چشم مستت دل و جان غلام دستت به می خوشی که هستت ببر اختیار مستان
💡 زهی صافی زهی حری مثال می خوشی مری کسی دزدد چنین دری که بگذارد عوانی را