مکرمی

لغت نامه دهخدا

مکرمی. [ م ُ ک َرْ رَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به مکرمیه که نام گروهی از خوارج است. ( ازانساب سمعانی ). و رجوع به مکرمیه شود.

فرهنگ فارسی

نسبت است به مکرمیه که نام گروهی از خوارج است.

جمله سازی با مکرمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانه ای که در او چون تو مکرمی باشد چگونه یارم گفت آن زمانه را غدار

💡 بال فرشته‌یی زان‌رو مکرمی لام نوشته‌یی زان‌رو مدوری

💡 تویی آن مکرمی که عالم را ضبط کردی به مختصر نیکی

💡 آن مکرمی که بود بخیلی و ظلم را در ساعت ولادت او ساعت وفات

💡 ای مکرمی که نیست به رغبت تو را کرم وای معطیی که نیست به علت تورا عطا

💡 ای مکرمی که آز فرومایه از کفت چون کان ز زر و بحر ز لؤلؤ توانگر است

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز