مکاک
مترادفها
میمون
لغت نامه دهخدا
مکاک. [ م ُ ] ( ع ص، اِ ) مکیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مکیده شده. ( ناظم الاطباء ). آنچه مکیده شود. مُکاکة. ( از اقرب الموارد ). || مغز استخوان، زیرا آن مکیده می شود. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با مکاک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انسان تنها مخزن بیماری است. همچنین میمون مانگابی، شامپانزه آفریقایی، مکاک دمدراز، و سنجاب قرمز به صورت طبیعی آلوده میشود.
💡 در جنگلهای استوایی و مناطق گرمسیری، میمونهای مکاک با رفتارهای اجتماعی پیچیده و تواناییهای بالای بقا، زیستگاههای متنوعی را در طبیعت اشغال کردهاند.
💡 زیستشناسان در مطالعه رفتار گونههای مختلف مکاک، متوجه شدند که آنها از سیستمهای ارتباطی صوتی و تصویری بسیار پیشرفتهای برای تعامل با همنوعان خود استفاده میکنند.
💡 دیدن یک گروه از مکاک در حال بازی کردن در میان شاخ و برگ درختان، تجربهای بسیار جذاب و آموزنده برای گردشگران در پارکهای ملی است.