مژده گر

لغت نامه دهخدا

مژده گر. [ م ُ دَ / دِ گ َ ] ( ص مرکب ) مژده دهنده. مژده ده.

فرهنگ فارسی

مژده دهنده

جمله سازی با مژده گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز گرشاسب پرسید گفتا کجاست دهیدم ازو مژده گر با شماست

💡 بدین مژده گر دیده‌خواهی رواست که این مژده آرایش جان ماست

💡 هزار جان سزد از مژده گر به باد دهند که نزد دلشدگان بوی دلستان آورد

💡 خود نامه مژده گر گشایی چه شود؟ تعجیل در آمدن نمایی چه شود؟

💡 کنون به شادی این مژده گر ننوشم می چنان بود که نباشد مرا ز عقل خبر

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز