لغت نامه دهخدا
مولائی. [ م َ / مُو ] ( ص نسبی ) قسمی برنج. قسمی برنج خوب. ( یادداشت مؤلف ).
مولائی. [ م َ / مُو ] ( ص نسبی ) قسمی برنج. قسمی برنج خوب. ( یادداشت مؤلف ).
قسمی برنج ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به یمن منصب مولائی از خدا گردید علی بملک جهان مالک الرقاب امروز
💡 که هرکه بنده مولائی من است او را علی است سید و مولا و سرور و سالار
💡 ذات الله علیائی وجه الله مولائی هر روز حرم گردد بر گرد درو بامت
💡 قدرت و زور و توانایی تراست ما همه عبدیم، مولائی تراست
💡 واجبی هویداگشت در لباس امکانی با شروط مولائی با شؤن سلطانی
💡 این دو طفل هندو از بام دماغ بر در صدرش به مولائی فرست