لغت نامه دهخدا
موسی کاظم. [ ی ِ / سا ی ِ ظِ ] ( اِخ ) موسی الکاظم. و رجوع به موسی بن جعفر شود.
موسی کاظم. [ ی ِ / سا ی ِ ظِ ] ( اِخ ) موسی الکاظم. و رجوع به موسی بن جعفر شود.
موسی الکاظم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از مکانهای زیارتی میتوان بارگاه امامزاده سید محمد (ع) از نوادگان امام موسی کاظم (ع) را نام برد که در کنار آن گلزار شهدا قرار دارد و 36 شهید شهر ریزاب و شهدای روستاهای همجوار در این محل قرار دارند
💡 «پدرم موسی کاظم از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش علی زین العابدین از پدرش حسین شهید کربلا از پدرش علی بن ابی طالب روایت کردهاست که گفت: عزیز و نور چشمانم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: جبرئیل حدیث کرد مرا و گفت شنیدم پروردگار سبحانه و تعالی میفرماید: کلمهٔ لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هر کس وارد آن شود، از عذابم محفوظ است.»
💡 یارب بحق موسی کاظم که چون کلیم بودی بطور قرب شب و روز در دعا
💡 پس از کشته شدن موسی کاظم در زندان سندی بن شابک، گروهی از وکلاء موسی کاظم که اموالی از موسی کاظم را در دست داشتند، منکر مرگ موسی کاظم شدند و مدعی شدند او به غیبت رفتهاست. آنان را به جهت وقف در امامت موسی کاظم، واقفیه خواندند. از جمله سران این حرکت، زیاد بن مروان قندی بود. او همچنین کارگزار عباسیان بود.
💡 آن گلستان ولایت کز نسیم او دمید گلبنی در هر ولایت موسی کاظم بود
💡 هشت بهشت را بها، مدح امام هفتمین موسی کاظم است و من، آمده ام بها به کف