موره زن

لغت نامه دهخدا

موره زن. [ رَ / رِ زَ ] ( نف مرکب ) زنگ زدا. ( نامه دانشوران ج 2 ص 398 ذیل ترجمه ابوالعباس موره زن بغدادی ). صیقلی. صاقل. روشنگر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

زنگ زدا. صیقلی.

جمله سازی با موره زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی گفت: من ترک التدبیر عاش فی راحة. شیخ الاسلام گفت، که بوالعباس موره زن بغدادی گفت: که خویشتن مشغول کن، پیش ازان که ترا بشغل او افگند.

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز