لغت نامه دهخدا
مهرچهر. [ م ِ چ ِ ] ( ص مرکب ) دارای رخساری چون آفتاب. || مجازاً، زیبا. خوشگل:
بدو گفت جم کای بت مهرچهر
ز چهر تو بر هر دلی مهر مهر.اسدی ( گرشاسب نامه ).به گیتی نمایم یکی مهرچهر
کز اندازه او کم آید سپهر.؟ ( از سندبادنامه ص 344 ).
مهرچهر. [ م ِ چ ِ ] ( ص مرکب ) دارای رخساری چون آفتاب. || مجازاً، زیبا. خوشگل:
بدو گفت جم کای بت مهرچهر
ز چهر تو بر هر دلی مهر مهر.اسدی ( گرشاسب نامه ).به گیتی نمایم یکی مهرچهر
کز اندازه او کم آید سپهر.؟ ( از سندبادنامه ص 344 ).
دارای رخساری چون آفتاب یا مجازا زیبا خوشگل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروزان ز می ساقی مهرچهر به گردش در آورده جام شراب
💡 بدو گفت جم کای بت مهرچهر ز چهر تو بر هر دلی مهر مهر