مهرش

لغت نامه دهخدا

مهرش. [ م ُ هََ رْ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از تهریش. رجوع به تهریش شود.

فرهنگ فارسی

نعت فاعلی از تهریش

جمله سازی با مهرش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه اهلی همچو سرو آزاده عالم بود بنده او شد که از مهرش خریداری نمود

💡 ماه و مهرش ز آن گردون بیش و انجمش از نجوم چرخ افزون

💡 آن ز مهرش باغبان شرع گفته مرحبا ای نهال سدره بیخ تو، تو بر طوبی فتن

💡 مهر او گویی که جان را دانش آموزد همی پرورد جان تو دانش، چون تو مهرش پروری

💡 تا ملک مهر علی را در دل خود جای داد مهر روشن دل شد و مهرش به دل‌ها جا گرفت

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز