منفل

لغت نامه دهخدا

منفل. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) غنیمت دهنده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || تبرگیرنده جهت بریدن قتاد، شتر را. ( آنندراج ). آنکه تبر می گیرد تا درخت قتاد برای شتران ببرد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اِنفال شود.
منفل. [ م ُ ف َل ل ] ( ع ص ) سیف منفل؛ شمشیر رخنه دار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با منفل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترسم زبی وفایی خود منفل شوی گر از امیدواری خویشت خبر کنم

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز