لغت نامه دهخدا
منفش. [ م ُ ن َف ْ ف َ ] ( ع ص ) منفش المنخرین؛ فراخ سوراخ بینی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
منفش. [ م ُ ن َف ْ ف َ ] ( ع ص ) منفش المنخرین؛ فراخ سوراخ بینی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داری سر نظاره نشین در سرای چشم کز اشک سرخ بام و در او منفش است