منطفه

لغت نامه دهخدا

( منطفة ) منطفة. [ م ُ ن َطْ طَ ف َ ] ( ع ص ) گوشواره پوشیده.( ناظم الاطباء ): وصیفة منطفة؛ داه یا کنیزک گوشواره پوشیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گوشواره پوشیده. و صیفه منطفه داه یا کنیزک گوشواره پوشیده.

جمله سازی با منطفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دیگر جاذبه های گردشگری این روستا می‌توان به آبشار هازارا اشاره نمود. این آبشار یکی از شاهکارهای خلقت در منطفه است و زیبایی های خداوند را به رخ گردشگران می‌کشد. این آبشار نیز توان و پتانسیل تبدیل شدن به قطب گردشگری در منطقه را دارد. این آبشار در جنوبی‌ترین نقطه ایورق و در انتهای دره‌ای بنام مودره(به معنای دره انگور) قرار گرفته است.

💡 هدف از ایجاد این سد ذخیره‌سازی روان آب‌های تنگ هاله و مدیریت صحیح آن برای زمین‌های واقع در منطفه عبدولی بوده که با احداث آن بخش زیادی از این زمین‌ها تبدیل یه باغ شده‌است.

💡 هیچ‌کدام از کارکنان این نیروگاه و نه حتی بومیان منطفه در معرض تشعشعات این حادثه قرار نگرفتند و آزمایش‌های صورت گرفته از اطراف منطفه مقدار رادیواکتیو موجود را در اندازه‌های استاندارد نشان داد.

💡 با توجه به اخراج اجباری، خشونت‌های قومی توسط ملی‌گرایان صورت گرفت که براساس درگیری‌های قومی صورت گرفته در نوامبر ۱۹۸۸ حدود ۲۵ نفر از آذربایجانی‌ها که در مقابل مهاجرت اجباری مقاومت نشان داده‌بودند، کشته شدند. (تعداد کشته‌شدگان را منابع ارمنستانی ۲۰ نفر در منطفه روستایی گوآرک و منابع جمهوری آذربایجان ۲۱۷ نفر مدعی‌است.)

💡 مهم ترین محصول کشاورزی این منطفه خرمای ربی می‌باشد و کاملا ارگانیک و به کشورهای اروپایی صادر میشود. این روستا داری درمانگاه فعال می باشد که در روستای کلگ پهلوان قرار دارد

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز