منش گر

لغت نامه دهخدا

منش گر. [ م َ ن ِ گ َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به منش گردا شود.

جمله سازی با منش گر

💡 وآن را که به طبع رد کرد منش گر قصد کنی بد بینی از آن

💡 آنکه رحمی نیست بر حال منش گر بمیرم خون من در گردنش

💡 خواهدم کشت نهان عشوة شوخی که منش گر نگویم که ستم ور، ببرم نام بلا

💡 از کین گر آن بیدادگر بر سینه‌ام خنجر زند باد ابحل خون منش گر خنجر دیگر زند

💡 کسی کز خویش برهاند تمامم منش گر خواجهام، کمتر غلامم

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز