مندوبات
لغت نامه دهخدا
مندوبات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مندوبة، تأنیث مندوب.
- مندوبات عقلیه؛ آنچه را عقل مستحسن شمارد، در مقابل مندوبات شرعیه. ( فرهنگ علوم نقلی تألیف سجادی ). رجوع به مندوب شود.
فرهنگ فارسی
جمع مندوبه تانیث مندوب. مندوبات عقلیه آنچه را عقل مستحسن شمارد در مقابل مندوبات شرعیه.
جمله سازی با مندوبات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 القاء ملکی، موجب تحریص عبد به ادای واجبات و مندوبات و آنچه که صلاح عبد در آن است میگردد. این قسم از واردات را الهام نیز مینامند.