لغت نامه دهخدا
ملک گشای. [ م ُ گ ُ ] ( نف مرکب ) گشاینده ملک.کشورگشای. فتح کننده کشور. فاتح مملکت:
خلف دیده سلغر ملک دولت و دین
فلک آیت رحمت ملک ملک گشای.سعدی.
ملک گشای. [ م ُ گ ُ ] ( نف مرکب ) گشاینده ملک.کشورگشای. فتح کننده کشور. فاتح مملکت:
خلف دیده سلغر ملک دولت و دین
فلک آیت رحمت ملک ملک گشای.سعدی.
گشاینده ملک. کشور گشای.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیدر عالی نصب، صفدرِ غالب لقب ملک گشای عرب، حملهٔ میدان او