ملک تعالی
مترادفها
خداوند، پروردگار، خدای متعال
متضادها
ملک سفلی
لغت نامه دهخدا
ملک تعالی. [ م َ ل ِ ت َ لا ] ( اِخ ) خدای تعالی. ملک العرش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): آنگاه ملک تعالی نوح را علامتی بکرد عذاب را که چه وقت بود. ( قصص الانبیاء ). همه کوهها سر برآوردند «جودی » سر فروکشیده گفت من که باشم که مرا آن محل بود که ملک تعالی پیغامبری چون نوح بر من فرود آرد. ( قصص الانبیاء ). و رجوع به ملک ( اِخ ) و ملک قیوم شود.
جمله سازی با ملک تعالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسیط ملک بود ملک سروری که سزد امیر دنیی و عقبی ملک تعالی را
💡 چون در فراق او دل یک ملک شد نژند فر ملک تعالی گفتش الاتعال
💡 ما همه فانی و بقا بس تو راست ملک تعالی و تَقَدُّس تو راست
💡 نظر بعین رضا باد تا جهان باشد ببارگاه جلالت ملک تعالی را
💡 بدان رسول که بر فرق آسمان سایش ملک تعالی تاجی نهاد از فرقان