ملتانی

لغت نامه دهخدا

ملتانی. [ م ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به شهر ملتان. ( ناظم الاطباء ). هر چیز منسوب به ملتان و در روایت، مطلق هندو را ملتانی گوینداز این جهت که هندوان ساکن ولایت اکثر متوطنان ملتان اند و نظیر این لفظ ترک است که هندوان بر مسلمانان اطلاق کنند چه اوّل قومی که به هندوستان آمده و تاخت وتاراج کرده فوج ترک بوده. ملاطغرا گوید:
زحل به راست ادایی چسان برآرد نام
که واژگون صفت افتاده همچو ملتانی.
بدان که واژونی هندو مثل مشهور است در این صورت مراد از ملتانی هندو خواهد بود مطلقاً. ( آنندراج ). و رجوع به ملتان شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به شهر ملتان. هر چیز منسوب به ملتان و در روایت مطلق هندوراملتانی گویند از این جهت که هندوان ساکن ولایت اکثر متوطنان ملتان اند و نظیر این لفظ ترک است که هندوان بر مسلمان اطلاق کنند چه اول قومی که به هندوستان آمده و تاخت و تاراج کرده فوج ترک بوده.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ملتانی (ابهام زدایی). ملتانی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • ابوبکر اسحاق ملتانی، اَبوبَکْرْ اِسْحاقِ مُلْتانی، صوفی و فقیه حنفی شبه قارۀ هند• ابوطاهر ملتانی، اَبوطاهِرِ مُلْتانی، فقیه حنفی هندی (سده های ۹ و ۱۰ق/ ۱۵ و ۱۶ م)• شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، مشهور به بهاءالحق، عارف قرن ششم و هفتم، از مریدان شیخ شهاب الدین سهروردی و مروج طریقت سهروردیّه در هند
...

جمله سازی با ملتانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شوخ ملتانی گرو از غنچه های گل گرفت هر که پیش آمد به بینی خط کشید و پل گرفت

💡 قاضی دهلی چو گیرد رشوه بیجا ز خلق بهر تنبیهش ستم بر شیخ ملتانی کند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران