مفتق

لغت نامه دهخدا

مفتق. [ م َ ت َ ] ( ع اِ ) مفتق القمیص؛ شکاف جای پیراهن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). محل شکافتگی پیراهن. ( از اقرب الموارد ).
مفتق. [ م ُ ف َت ْ ت َ ] ( ع ص ) گشوده. شکافته. بازکرده:
با بوی شمال کس نخواند خوش
مشک و می نافه مفتق را.قطران ( دیوان چ محمد نخجوانی ص 12 ).و رجوع به تفتیق شود.

فرهنگ فارسی

گشوده شکافته

جمله سازی با مفتق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با بوی شمال کس نخواند خوش مشگ و می و نافه مفتق را

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز