مفت خور
لغت نامه دهخدا
مفتخور.[ م ُ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) آدم بیکار و تن پرور و طفیلی. کسی که برای تأمین زندگی خود، هوار این و آن می شود. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). که بی خدمتی و کاری معاش گذراند. که بی تحمل رنج کاری متنعم ازنعمتی است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مفتخوار. و رجوع به مفتخوار و ترکیب مفت خوردن ذیل مفت شود.
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] کسی که بی رنج و زحمت چیزی به دست بیاورد.
۲. آن که مال دیگران را به رایگان بخورد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مفت خوار
( صفت ) مفت خوار
آدم بیکار و تن پرور و طفیلی کسی که برای تامین زندگی خود هوار این و آن می شود.
جمله سازی با مفت خور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدیمیترین نسخههای بازمانده از این حکایت در هر دو منابع یونانی و لاتین دیده میشود که به سده اول پس از میلاد برمیگردند. شواهدی وجود دارد که این داستان را پیش از هوراس، شاعر سرشناس رومی که کمی پیش از میلاد مسیح میزیست، به خوبی میشناختند. او دو بار در آثارش به این حکایت اشاره کرده: یکبار در رسالهای به یک مفت خور بی دست و پا به نام اسکیوا میپردازد و نصیحت میکند اگر زاغ سکوت میکرد و غذایش را میخورد سرانجام بهتری داشت و بسیار کمتر مورد نزاع و حسادت قرار میگرفت. و در جایی دیگر در یک طنز، در بیتی به مسخره بودن و گول خوردن خمیازه کلاغ اشاره میکند.