معکوف

لغت نامه دهخدا

معکوف. [ م َ ] ( ع ص ) بند کرده و بازداشته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): هم الذین کفروا و صدوکم عن المسجد الحرام والهدی معکوفاً ان یبلغ محله. ( قرآن 25/48 ). || شعر معکوف؛ موی شانه کرده و بافته. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با معکوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلست آخر موقوف علی دمن و لست اول معکوف علی طلل

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز