مظلوم کش
مترادفها
ستمگر، ظالم، زورگو
متضادها
مظلومپرست، دادگر، عدالتخواه
لغت نامه دهخدا
مظلوم کش. [ م َ ک ُ ] ( نف مرکب ) ستمگر غداری که بر ضعیف و ستم رسیده و ناتوان تعدی کند واو را کشد. که ستم دیده و مظلوم را کشد:
از کمین سگشان سوی داود جست
حامی مظلوم کش ظالمتر است.مولوی.
فرهنگ فارسی
ستمگر غداری که بر ضعیف و ستم رسیده و ناتوان تعدی کند و او را کشد.
جمله سازی با مظلوم کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشمت آن ظالم مظلوم کش آمد که ازوست هر کجا از چو منی بانگ تظلم برخاست