مطبوعه
مترادفها
نشریه، روزنامه، مجله
لغت نامه دهخدا
مطبوعه. [ م َ ع َ ] ( ع ص ) مطبوع. ( ناظم الاطباء ). تأنیث مطبوع. چاپ شده. ج، مطبوعات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مطبوع جمع: مطبوعات.
جمله سازی با مطبوعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عفو بینالملل گزارشهای زیادی را از تمامی کشورهایی که در آن دولتهای مطبوعه از شکنجه استفاده میکردند جمعآوری و سمینار بینالمللی را در مورد شکنجه برگزار کرد. دلیل برگزاری این سمینار متوجه کردن نظر جوامع و مردم کشورهای متفاوت بود تا از این طریق با برگزاری کمپینهای لغو شکنجه، فشار خود را بر دولتها بیشتر کند. این کمپینها سالها بهطور مستمر اجرا گردید.
💡 آزادی بیان در مطبوعه یکی از ارکان اصلی دموکراسی در کشورهای پیشرفته محسوب میشود که به شفافیت و نظارت بر عملکرد دولتها کمک میکند.
💡 روزنامهها و مجلات مختلف از جمله انواع مطبوعه، نقش مهمی در اطلاعرسانی اخبار روز و شکل دادن به افکار عمومی جامعه در سراسر جهان دارند.
💡 خبرنگاران با فعالیت در حوزه مطبوعه، تلاش میکنند تا حقیقت را از میان انبوه اطلاعات منتشر شده برای مردم و جامعه استخراج و منتشر کنند.