لغت نامه دهخدا
مطبوعه. [ م َ ع َ ] ( ع ص ) مطبوع. ( ناظم الاطباء ). تأنیث مطبوع. چاپ شده. ج، مطبوعات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مطبوعه. [ م َ ع َ ] ( ع ص ) مطبوع. ( ناظم الاطباء ). تأنیث مطبوع. چاپ شده. ج، مطبوعات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
( اسم ) مونث مطبوع جمع: مطبوعات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عفو بینالملل گزارشهای زیادی را از تمامی کشورهایی که در آن دولتهای مطبوعه از شکنجه استفاده میکردند جمعآوری و سمینار بینالمللی را در مورد شکنجه برگزار کرد. دلیل برگزاری این سمینار متوجه کردن نظر جوامع و مردم کشورهای متفاوت بود تا از این طریق با برگزاری کمپینهای لغو شکنجه، فشار خود را بر دولتها بیشتر کند. این کمپینها سالها بهطور مستمر اجرا گردید.