مصرد

لغت نامه دهخدا

مصرد. [ م ُ رَ ] ( ع ص ) تیری که خطا کرده باشد: سهم مصرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
مصرد. [ م ُ ص َرْ رَ ] ( ع ص ) شراب کم کم داده:شراب مصرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
مصرد. [ م ُ ص َرْ رِ ] ( ع ص ) آنکه اندک عطا می کند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه اندک عطا می کند

جمله سازی با مصرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از وفات محمد بسیاری از اعراب شبه جزیره عربستان اسلام را رها نموده و به دین اجدادشان برگشتند. عمانی‌ها برای غلبه بر این مردم در نبرد یمامه (یا همان جنگ‌های ردّه) شرکت داشتند. همچنین رجالات عمان در فتوحات اسلامی در عراق، ایران، هند، ایالت سند، شام، مصرد مراکش و اندلس نیز شرکت داشته‌اند.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز