واژه «مشکین زلف» در زبان فارسی ترکیبی ادبی و شاعرانه است که از دو جزء «مشکین» به معنای منسوب به مشک و «زلف» به معنای گیسو و موهای بلند تشکیل شده است. این ترکیب در ادبیات کلاسیک برای توصیف موی بسیار سیاه، خوشبو و زیبا به کار میرود. در حقیقت، هنگامی که گفته میشود فردی «زلف مشکین» دارد، مقصود این است که موهای او از نظر سیاهی به رنگ مشک تشبیه شده و در عین حال، لطافت و خوشبو بودن مشک نیز به صورت استعاری به آن نسبت داده شده است. در فرهنگهای لغت مانند لغتنامه دهخدا نیز آمده است که زلف مشکین یعنی زلفی که از نظر رنگ و عطر همانند مشک باشد. این تعبیر بیشتر در شعر فارسی برای ستایش زیبایی معشوق به ویژه در توصیف زنان یا دلبران به کار رفته است. شاعران قدیم با استفاده از این ترکیب، بر جذابیت بصری و بویایی موهای معشوق تأکید میکردند. «مشکین زلف» در کنار دیگر توصیفهای ادبی مانند رخ لالهگون یا قامت سرو، تصویری کامل از زیبایی آرمانی میسازد. در بسیاری از اشعار، این ترکیب همراه با استعاره و تشبیه آمده تا حس لطافت و دلفریبی را تقویت کند. از نظر معنایی، این واژه تنها به رنگ سیاه اشاره ندارد، بلکه بار عاطفی و هنری نیز در خود دارد. بنابراین «مشکین زلف» یکی از اصطلاحات زیبای ادبی است که نشاندهنده اوج ظرافت در توصیف زیبایی انسانی در شعر فارسی است.
مشکین زلف
لغت نامه دهخدا
مشکین زلف. [ م ُ / م ِ زُ ] ( ص مرکب )که زلفش چون مشک باشد به رنگ و به بوی:
نگار لاله رخانی و ماه مشکین زلف
بلای لعبت چینی و حور سیم بری.سوزنی.و رجوع به مشک و مشکین و ترکیبهای آن دو شود.
فرهنگ فارسی
که زلفش چون مشک باشد به رنگ و به بوی
جمله سازی با مشکین زلف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همیشه باد دو دست تو تا جهان باشد یکی به مشکین زلف و یکی به لعلی شیر
💡 آمد آن رخ فتنه دور قمر ای دل بکوش تا چو مشکین زلف او زان فتنه باشی بر طرف
💡 صورت زیبا و مشکین زلف پرآشوب تو آفت بزاز گشته رشک عطار آمده
💡 آفتابش خواندمی بیگفتگو گر آفتاب از زنخدان گوی مشکین زلف چوگان داشتی
💡 نگار لاله رخانی و ماه مشکین زلف بلای لعبت چینی و حور سیمبری