مشک پخته

لغت نامه دهخدا

مشک پخته. [ م ُ / م ِ ک ِ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن بود که نضج او بمرتبه کمال رسیده باشد و اثری از دمویت در اونمانده چنانکه در عود خام. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آن بود که نضج او بمرتبه کمال رسیده باشد و اثری از دمویت در او نمانده چنانکه در عود خام.

جمله سازی با مشک پخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلیناس را نیز گنجی تمام هم از مشک پخته هم از عود خام

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز