مشلول
مترادفها
فلج، بیحرکت، درمانده
متضادها
توانمند، سالم، پویا
لغت نامه دهخدا
مشلول. [ م َ ] ( ع ص ) شل شده و تباه شده.( آنندراج ). دست خوشیده و خشک شده. ( ناظم الاطباء ).
- دعای مشلول؛ نام دعایی منسوب به امیرالمؤمنین علی علیه السلام و آغاز میشود به: اللهم انی اسئلک باسمک بسم اﷲ الرحمن الرحیم. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
شل شده و تباه شده دست خوشیده و خشک شده.
جمله سازی با مشلول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از لحاظ لغوی، مشلول به معنی شخصی تعبیر میشود که قسمتی از جسم او شَل شده است. بنا بر روایات شیعی: دعای مشلول را علی بن ابیطالب به یک فرد جوانی تعلیم داده است که آن جوان به سبب گناه و ظلم در حق پدرش شَل گردیده بود، سپس وی دعای مشلول را میخواند و خداوند به واسطه ی این دعا آن مرد را شفا میدهد.
💡 دعای مشلول دعایی است که از امام اول شیعیان، علی بن ابیطالب نقل شده است و نام دیگرِ آن، دعای «اَلشّابُّ المَأخُوذُ بِذَنبِه» است که به معنی «جوانی که به سبب گناهش مجازات شده بود» میباشد.
💡 پزشکان پس از انجام معاینات دقیق اعلام کردند که بیمار به دلیل آسیب شدید به ستون فقرات، بخش پایینی بدن خود را کاملاً مشلول شده است.
💡 با پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژیهای جدید فیزیوتراپی، بسیاری از افرادی که دچار فلج یا مشلولیت شده بودند، توانستهاند بهبود نسبی پیدا کنند.
💡 او پس از آن حادثه تلخ رانندگی، برای مدتی طولانی در تخت بیمارستان بستری بود و بخش زیادی از عضلات پایش مشلول شده بود.