لغت نامه دهخدا
مشرب گاه. [ م َ رَ ] ( اِ مرکب ) جای نوشیدن آب. محل آشامیدن آب. مَشرب: و گفت: عارف آن است که هیچ چیز مشرب گاه او تیره نگرداند. هر کدورت که بدو رسد صافی گردد. ( تذکرة الاولیاء عطار ).
مشرب گاه. [ م َ رَ ] ( اِ مرکب ) جای نوشیدن آب. محل آشامیدن آب. مَشرب: و گفت: عارف آن است که هیچ چیز مشرب گاه او تیره نگرداند. هر کدورت که بدو رسد صافی گردد. ( تذکرة الاولیاء عطار ).
( اسم ) محل نوشیدن مشرب. توضیح معبد جای.
💡 و گفت: عارف آن است که هیچ چیز مشرب گاه او تیره نگرداند، هرکدورت که بدو رسد صافی گردد.