مسوفه

لغت نامه دهخدا

( مسوفة ) مسوفة. [ م ُ س َوْ وِ ف َ ] ( ع ص )تأنیث مسوف. || چاهی که قریب است که آب دهد. ( منتهی الارب ). چاهی که نزدیک به آب دادن باشد. ( ناظم الاطباء ). || چاهی که آبش ناگوارد و ناخوش و بدبو باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || زن نافرمان که اطاعت شوهر نکند و به «سوف أفعل » وقت گذارد و تن درندهد. الحدیث: لعن اﷲ المسوفة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مسوفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرابطین از قبایل بربر مسوفه و لمتونه و جداله از شاخه‌های قبیله بزرگ صنهاجه بوده که آن‌ها را ملثمین می‌خواندند. این قبایل در مسافتی میان جنوب مغرب دوردست تا سرزمین سودان پراکنده شده بودند. در نیمه سدهٔ پنجم وارد دشت مراکش شدند.

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز