لغت نامه دهخدا
مسندنشین. [ م َ ن َ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که بر تخت می نشیند. ( ناظم الاطباء ). پادشاه و فرمانروا. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
مسندنشین. [ م َ ن َ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که بر تخت می نشیند. ( ناظم الاطباء ). پادشاه و فرمانروا. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
کسی که بر تخت می نشیند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هان اگر مردی تو ای مسندنشین فهم خود را ساز با واقع قرین
💡 نشان مکرمت جستم فلک گفت کنون مسندنشین دارد نشان را
💡 چو رو سوی شه مسندنشین کرد به وی یوسف وصیت اینچنین کرد
💡 در او شاه جهان مسندنشین است کدامین سربلندی بیش ازین است
💡 قایم مقام ختم رسل، صدر کائنات مسندنشین بارگه ملک کبریا
💡 صاحب نگین تاج ور مملکت گشا مسندنشین تخت ده پادشه نشان