مسلسله
مترادفها
زنجیرهای، مسلسل، پیدرپی
متضادها
گسسته، پراکنده
لغت نامه دهخدا
( مسلسلة ) مسلسلة. [ م ُ س َ س َ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث مسلسل. به زنجیر.
- امراءةالمسلسلة ( الَ... )؛ زن به زنجیر بسته. نام یکی از صور فلکی. رجوع به مدخل امراءة المسلسله شود.
|| احادیث مسلسلة؛ حدیثهای مسلسل. رجوع به ترکیب حدیث مسلسل ذیل مدخل مسلسل شود.
فرهنگستان زبان و ادب
[نجوم] ← امراه المسلسله
جمله سازی با مسلسله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عَناقالارض (سیاهگوشِ زمین) یا گاما زن برزنجیر ستارهای دوتایی است که در صورت فلکی زن برزنجیر قرار دارد. عناقالارض که رِجْل مسلسله و رِجْل المسلسله الیُسری (پای چپ زن برزنجیر) نیز نامیده شده ستارهای دوتایی شامل غول درخشان ردهٔ ک۳ با قدر ۲/۳ و کوتولهٔ ب۹ با قدر ۴/۸ است.