ممسوده
مترادفها
پاک شده، محو شده
متضادها
مکتوب، نوشته شده
لغت نامه دهخدا
( ممسودة ) ممسودة. [ م َ دَ ] ( ع ص ) مؤنث ممسود. زن محکم خلق. ( مهذب الاسماء ). رجوع به ممسود شود.
پاک شده، محو شده
مکتوب، نوشته شده
( ممسودة ) ممسودة. [ م َ دَ ] ( ع ص ) مؤنث ممسود. زن محکم خلق. ( مهذب الاسماء ). رجوع به ممسود شود.