مسخره بازی
مترادفها
لودگی، شوخی، مسخرهبازی
متضادها
جدی بودن
لغت نامه دهخدا
مسخره بازی. [ م َ خ َ رَ / رِ] ( حامص مرکب ) مسخره درآوردن. رجوع به مسخره شود.
جمله سازی با مسخره بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان تهیهکننده فیلمی به نام مکس (با بازی دنیرو) را دنبال میکند که به یک ارباب خلافکار (با بازی فریمن) پول بدهکار است. او بازیگری شکست خورده به نام دوک مونتانا (با بازی جونز) را در یک فیلم وسترن مسخره بازی میدهد و قصد دارد او را حین فیلمبرداری بکشد تا بتواند با پول بیمهی او قرض خود را تسویه کند.
💡 بارت دانش آموز تنبلی است که فقط برای مسخره بازی به مدرسه میرود او دائماً مدیر مدرسه اسکینر را دست میاندازد و همواره به عنوان دلقک کلاس از او یاد میشود.